http://bana.ir/files/fa/news/1393/4/10/17316_552.jpg

چکیده:


پیامبراسلام(ص)برای تقویت بنیه مالی مسلمانان راه کارهایی را ازطریق وحی دریافت میکند تاازاین طریق برنامه معیشت آنان را تامین گرداند واقتصادی برپایه اسلام بنا نهاد.اقتصادی که خود شخصا مدیریت آن رابرعهده میگیرد.

پیامبر(ص)قبل ازبعثت نیزبرای تامین نیازهای مادی خویش اقدام به کارهای اقتصادی میکندوتاریخ گزارش میکند که قبل ازدوران پیامبریش عهده دارکاروان تجاری خدیجه (س)بوده است.اما این فعالیت اقتصادی درحد برطرف کردن نیازهای فردی خود بوده اما برای امتی که حضرتش پایه گذاری میکند وتا قیامت باقی می ماندودینش همیشگی است نیازمند به یک برنامه دقیق اقتصادی است که ازهرحیث کامل وتمام گزاره­ها درآن رعایت شده باشد.
البته درقرآن فقط گزاره­هایی بیان شده است که برای مدیریت اقتصادی درمرحله عمل نیازمند به بازپروری آن گزاره­ها توسط شخص پیامبر(ص) می­باشد.

مقدمه:

درمکتب اسلام ونظامات اسلام درشعب مختلف ومتعدد ،دستوراتی دارد که همه درکنترل وضع مالی وجلوگیری ازمفاسد سرمایه داری،نقش بزرگ وحساسی را ایفا می کنند که درمجتمع اسلامی،هرگزازمفاسد تورم ثروت وتمرکز سرمایه نباید بیم داشت.
عوامل تعدیل کننده اوضاع اقتصادی،مالی وتوزیع ثروت درنظام اسلامی به طوراختصار عبارتند از: منع ازربا خواری ،نکوهش ازسرمایه اندوزی ،نهی ازمشاغل وکسب هایی که موجب جمع ثروت می شود،مانند شراب فروشی وقمار.دعوت به انصاف درمعاملات واکتفا به سود کم وترک غش وخیانت درمعامله ،اداء کردن مالیاتهای اسلامی مانند،خمس وزکات ونهی ازاسراف وتبذیر،همگی ازعوامل کنترل کننده وتعادل بخش است.
یک نکته که نباید ازآن غافل شد این است که در زمان پیامبروباآن امکانات محدود وبا شناختی که ازوضعیت جغرافیایی شبه جزیره عربستان داریم البته نباید انتظار بیشتری ازپیشرفت اقتصادی مسلمانان درآن زمان داشت. و مسلم است که خرده­گیری هم نمی­توان کرد که چرا پیامبر از نظر اقتصادی برای مردم زمانش کاری نکرد. ما به حول و قوه الهی در این مقاله کوتاه به قسمت­هایی از آن می­پردازیم.             
اقتصاد اسلامی
به طورکلی نظام معیشت برمبنای دواصل استواراست .1-تولید کافی 2-توزیع عادلانه.پییامبراسلام به گواهی آیات قرآنی وآثارنبوی درمدینه به این دواصل توجه شایسته ای مبذول داشت.
درآن روزگاروبا توجه به امکانات محدود زمان،چیزی که میتوانست به طورطبیعی برثروت عمومی بیافزاید،توسعه کشاورزی ودامداری بود وسپس مبادله کالا وبازرگانی ونیزآن چه که میتوانست درتقسیم عادلانه ثروت موثرافتد،مبارزه با گنجینه ساختن اموال ومفت خواری- به شکلهای گوناگون آن-بود وهمچنین کوشش درانتقال اموال مالیاتی ازثروتمندان طبقات محروم جامعه.
پیامبراسلام  برای هربخش ازآن چه گفته شد،دستورات لازم راصادر فرمود وازاقدامات جدی دراجرای امور نیزفروگذار نکرد ووظیفه خود راکه ازطریق وحی مقد س والهامات روحانی به او می رسید دقیقا اداء نمود وبا اینکه بدون تجربه پیشین،جامعه ای را اداره می کرد چنان نظامی پدید آورد واهرمی ازقدرت ساخت که دررویارویی با ابرقدرتهای زمان –یعنی روم وایران ومصر-همه رادرهم شکست.
باتوجه به مطالب بیان شده درهرجامعه ای که نگاه کنیم باچند گروه مواجه میشویم  که با تناسب به وضعیتشان درجامعه به فعالیت اقتصادی مشغول هستند که اگر این گروهها به وظایف خودشان عمل کنند دارای یک جامعه اسلامی با اقتصادی سالم وپویاخواهیم بود.
دراین جا مناسب است به گوشه هایی ازسفارش قرآن ورسول اکرم(ص) درباره اصول مزبورنظرافکنیم.


1-طبقه تولید کننده:


این طبقه درواقع همان قشرآسیب پذیرجامعه هستند
که جامعه کارگری راتشکیل میدهند ومورد حمایت خدای متعال وپیامبر(ص) هستند دراین جا مناسب است به گوشه هایی ازسفارش قرآن کریم ورسول اکرم میپردازیم.
قرآن شریف درسوره مدنی بقره ازکسانیکه درنابودی "کشت" می­کوشند به عنوان افراد تبهکاریاد میکند ومی فرماید:
وَ إِذَا تَوَلىَ‏ سَعَى‏ فىِ الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَ یُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ  وَ اللَّهُ لَا یحُبُّ الْفَسَادَ(205)
یعنی:چون بازمی گردد می کوشد تا درزمین به تبهکاری پردازد وکشت را نابود کند.
این یکی ازکارهای طاغوت است که گاهی برای مطامع خود اقتصاد وکشت رابه فساد وتباهی می کشد چون نوع انسان دربقای حیاتش به غذا نیازداردواگرغذانخورد می میردوانسان درتامین غذایش به حرث یعنی زراعت نیازمند است پس حرث که همان نبات باشد اصل درزندگی بشراست.برخلاف انبیا وپیامبران الهی که همواره درصدد احیا حرث ونسل بوده اند وبا طاغوت مبارزه میکردند.
پیامبراکرم(ص) فرمود: (ما من مسلم یغرس غرسا او یزرع زرعا فیاکل منه طیراوانسان اوبهیمه الا کان به صدقه)صحیح بخاری-ج3 ص135وصحیح مسلم-ج 5 ص28
یعنی:هیچ مسلمانی درختی ننشاند یاکشتی نکارد-تا پرنده ای یا انسانی یاچرنده ای ازآن بخورد-مگرآن که دربرابراین کاربه پاداش انفاق در راه خدا نایل می گردد.
درآثارنبوی آمده که رسول خدا (ص)چون به مدینه  واردش شد فرمود: (انکم باقل الارض مطرا فاحرثوا فان الحرث مبارک )کنزالعمال،ج4 ص129
یعنی: درسرزمین شما کمتر باران می بارد ،با وجود این ،کشت کنید که کاری پربرکت است.
بازفرمود ):من کانت له ارض فلیزرعها اولِیَمنَحها اخاه) صحیح بخاری،ج3،ص، 141
یعنی:کسی که زمینی دارد باید درآن کشاورزی کند یا آن رابه برادردینی خود ببخشد(تا اوبه زراعت پردازد)
درهمین رابطه ،پیامبرفرمود:(من احیا ارضاٌ میتةٌ فهی له )الموطأ،ج2وصحیح بخاری،ج3،ص140
یعنی :هرکس زمینی مرده ای را زنده کند،زمین مزبور ازآن وی خواهد شد.
ونیز پیامبر(ص)برای ترغیب وتشویق مردم به کارهای دستی تشویق می نمود چنانکه فرمود:(ما اکل احد طعاما قط خیراٌ من ان یاکل من عمل یده)صحیح بخاری،ج3،ص:
74
یعنی:هیچ کس غذایی بهتر ازآن نخورده که ازکار دست خویش خورد.
ونیز فرمود:(خیراالکسبِ،کسب یَدِ العامل اذا نصح)الجامع الصغیر،ج1،ص:396
یعنی:بهترین کسب ،دستاورد کارگراست هنگامی که خیرخواه باشد.
پیامبر(ص)برای کارگران آن چنان ارزش قایل شد که ابن اثیر درکتاب اسدالغابه فی معرفة الصحابه می نویسد:(انَّ رسول الله (ص)لما اقبل من غزوة تبوک استقبله سعد الانصاری فصافحه النبی ص ثم قال له :ما هذا الذی اَکبَتُ(اَخشَنُ)یدیک؟فقال یا رسول الله اَضرِبُ بالمَروالمساةِ فانفقه علی عیالی !فَقبَّلَ یدهُ رسول الله وقال هذهِ یَد لا تَمسُّها النار)اسد الغابه ج2،ص269

یعنی رسول خدا چون ازغزوه تبوک بازگشت ،سعد انصاری به پیشواز او رفت وپیامبر دست در دست وی نهاد .آن گاه ازسعد پرسید :چه چیزی دستهای ترا این چنین خشن ساخته ؟گفت ای رسول خدا من با ریسمان وبیلچه کار می کنم ومخارج خانواده ام را می پردازم:پیامبر دست سعد را بوسید وگفت :این دستی است که آتش دوزخ بدان نمی رسد.
پیامبر فرمود:(اُعطوا الاجیرَاجرة قبل ان یَجِفَّ عَرَقُهُ)کنز العمال ،ج3،ص906
یعنی:مزد کارگر را پیش ازآن که عرقش خشک شود به او بپردازید.
اما درمورد دامداری باتوجه به رشد جمعیت ونیاز هرروزمردم به این مواد غذایی وایجاد شغلی مناسب برای افراد جامعه پیامبر(ص)فرمودند:(لما خلق الله المعیشة جعل البرکة فی الحرث والغنم)کنزالعمال ،ج4،ص:32
یعنی گوسفند داری کنید که برکت درآن نهاده شده است.

2- طبقه بازاری :


این گروه درجامعه همان واسطه هایی هستند که وظیفه توزیع عادلانه کالا وعرضه آن به جامعه رابرعهده دارند ونبض اقتصاد دردستشان است.برای این گروه نیزوظایفی درشرع می بینیم وبیشتر فقهای ما ازجمله مرحوم شیخ مرتضی انصاری درکتاب مکاسب دراین زمینه کتابهای زیادی درباب کسب وتجارت تألیف کرده اند.
البقرة : 275   الَّذینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ كَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ

كسانى كه ربا مى‏خورند، (در قیامت) برنمى‏خیزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمین مى‏خورد، گاهى بپا مى‏خیزد). این، به خاطر آن است كه گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتى میان آن دو نیست.)» در حالى كه خدا بیع را حلال كرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و (از رباخوارى) خوددارى كند، سودهایى كه در سابق [قبل از نزول حكم تحریم‏] به دست آورده، مال اوست (و این حكم، گذشته را شامل نمى‏گردد) و كار او به خدا واگذار مى‏شود (و گذشته او را خواهد بخشید.) امّا كسانى كه بازگردند (و بار دیگر مرتكب این گناه شوند)، اهل آتشند و همیشه در آن مى‏مانند. (275)
النساء : 29   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اموال یكدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینكه تجارتى با رضایت شما انجام گیرد. و خودكشى نكنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. (29)
وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ(1)
الَّذِینَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلىَ النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ(2)
وَ إِذَا كاَلُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یخُْسِرُونَ(3)
واى بر كم‏فروشان! (1)
آنان كه وقتى براى خود پیمانه مى‏كنند، حق خود را بطور كامل مى‏گیرند (2)
امّا هنگامى كه مى‏خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن كنند، كم مى‏گذارند! (3)
دربرابراین سفارش ها،رسول اکرم (ص) نیز سفارشاتی دارند واز بدست آوردن ثروت به شکلهای نا عادلانه به شدت منع نمود چنانکه فرمود:(لیس منا مَن غش)صحیح مسلم وابوداود
یعنی:کسی که درمعامله فریبکاری کند ازما مسلمانان نیست.
ونیزفرمود:(من احتکر فهوخاطِیٌ)صحیح مسلم وترمذی
یعنی :هرکس احتکار کند گناهکاراست
وهمچنین درآثارنبوی آمده:(نهی النبی (ص)عن النجش)صحیح بخاری ومسلم
یعنی:پیامبر ازآنکه بربهای کالا بیافزایند تا مردم فریب بخورند،جلوگیری کرد.
بازآمده است:(نهی النبی (ص)عن بیع المظر)صحیح ابوداود
یعنی:پیامبرازخریدن کالای کسی که ناچار شده جنس خود رابفروشد-به بهای اندک-نهی کرد.
ونیز آمده:(نهی النبی (ص)عن بیع الغرر)صحیح مسلم وابن ماجه
یعنی:پیامبرازخرید وفروشی که به علت نا معلوم بودن کالا مایه فریب می شود جلوگیری کرد.

نگارنده:

سیدابوذر واعظی نیا